rrahro
imported
rrahro's feed
یه مشتری داریم وقتی سوزنش گیر کنه رو یه چی، ساعتی یه بار زنگ میزنه! الان زنگ زد برای اولین بار یه چیزی رو پرسید:دی / گفتمش ازتون خواهش میکنم دیگه بابت این زنگ نزنید تا خودمون خبرتون بدیم :دی از رو رفت #کارفرماسالاری
آخ آخ آخ ! صبح اول صبحی تنظیم کرده دوباره زنگ زد همه حرفا رو تکرار کرد ! منم مهمون داشتم نشست حالشو بگیرم:دی یادم بیارید بزنم سر پوزش به سرعت :دی
-
rrahro
- [ 0 ]
-
[ 0 ] - (Edit | Remove)
الان زنگ زد :دی / حرفای صبح رو که جواب داده بودم دوباره تکرار کرد / کله کردم زدم رو دنده انگلیسی حرف زدن :دی کل جواباش رو تندتند انگلیسی بهش دادم :دی
-
rrahro
- [ 0 ]
-
[ 0 ] - (Edit | Remove)
با هم کربلا بودیم، ساعت 4 به منشی زنگ میزد، کسی با من کار نداشت؟ میگفتن نه! دوباره 6:30 صبح زنگ میزد، خانم... کسی با من کاری نداشت ؟ بهش میگفتم <a href="http://friendfeed.com/sea... مهندس</a> خب از دیروز 4 تا الان که کسی کارت نداشته، هنوزم که اینا نرفتن سرکار :دی / میگفت نه خانم.... باید شرکت رو دایورت کنه رو گوشیش، شاید کسی کار من داشت :ئدی
-
rrahro
- [ 0 ]
-
[ 0 ] - (Edit | Remove)
rrahro
imported
rrahro's feed
یه رفیق داریم، به هیچ وجه مراسم های تشییع، ختم، یادبود یا... از اطرافیان هیچکس رو نمیره! حتی دیشب درباره تشییع امروز صبح پدر دوست مشترکمون بهش گفتم، گفت ئه ؟ مگه سعید زندس ؟!!! / این فازش رو درک نمیکنم! یعنی چی فقط موقعی که فقط وقت خوردن و شادی هست با آدما باشی !