picolo
imported
picolo's feed
توی یه موسسه جایی شبیه ساختمونای آتیساز کارت بانکم رو دادم به یارو که 115 هزارتومن بکشه. پیغام اومد روی صفحه که شما بدلیل بدهکاری ممنوع المعاملهاید. طرف کارتمو پس داد و قبل از اینکه بتونم حرفی بزنم رفت توی بالکن. دنبالش رفتم و گفتم این امکان نداره.
توی یه موسسه جایی شبیه ساختمونای آتیساز کارت بانکم رو دادم به یارو که 115 هزارتومن بکشه. پیغام اومد روی صفحه که شما بدلیل بدهکاری ممنوع المعاملهاید. طرف کارتمو پس داد و قبل از اینکه بتونم حرفی بزنم رفت توی بالکن. دنبالش رفتم و گفتم این امکان نداره.
1 decade ago
from Friendfeed
-
Comment
-
Hide
-
-
[ 0 ]
-
[ 0 ]
- (Edit | Remove)
- More...
8 other comments...
Comment
حتما اشتباهی شده. گفت یه ماشین خریدی از خرمآباد و 7 میلیون و هشتصد پولشو ندادی. با دستش به سمت شمال اشاره کرد و گفت راهی نیست، 5000 کیلومتر میری خرم آباد تسویه میکنی برمیگردی. داشتم فکر میکردم بهش بگم من هرگز از خرم آباد ماشین نخریدم یا کدوم ماشین قیمتش هفت و هشتصده یا خرم آباد سمت شمال نیست یا 5000 تا فاصله نداره. اما زنی از طبقهی 4 ساختمون سیزده طبقهی روبرو به حالت چمباتمه از پنجره پرید پایین. گفتم اگه برگردی میتونی صحنهی خودکشی اون خانم رو ببینی. زنه بشدت خورد زمین و بعد از برخورد حرکت مختصری کرد و جابجا شد. یه لکه بزرگ خون روی زمین پخش شد. از زیر بال زنه دو دختربچه خردسال بیرون خزیدند. اونا هم له و لورده اما هنوز زنده. از خواب پریدم.
-
picolo
-
[ 0 ]
-
[ 0 ]
- (Edit | Remove)
مرسی مرسی می نویسمش یه جا ... به کار میاد این صحنه
-
picolo
-
[ 0 ]
-
[ 0 ]
- (Edit | Remove)
