روزی روزگاری یک خانواده بودند که خیلی فقیر بودند. پدر خانواده فقیر بود، مادر فقیر بود، دختر کوچکشان فقیر بود، راننده شان فقیر بود، آشپزشان فقیر بود، آن قدر فقیر بودند که حتی باغبانشان هم فقیر بود...( از انشای یک دختر اشراف زاده انگلیسی برای توصیف یک خانواده فقیر).