Do it! Like it! Frenf it!

Evaluate World Peace

profile_pic

picolo

ته بازار رشت رفتم توی یه مغازه‌ی لباس فروشی. فروشنده پیرمردی بود حدود هشتاد ساله، شیک پوش و خندان با چشمها‌ی آبی کم سو و دکمه‌ای. گفت شما انگار مهمانید اینجا. گفتم آره از اهواز اومدم. گفت آقا ما خیلی نگران شماییم. هموطن شماییم و غیره و غیره. انقدر محبت کرد میخواستم ماچش کنم