Do it! Like it! Frenf it!

Evaluate World Peace

profile_pic

picolo

عزیز نسین یه قصه داشت که توش بچه‌هه مدام میگفت میشوژه، میشوژه . پدرمادرش دربدر ازین دکتر به اون بیمارستان میبردن که بفهمن بچه چه مرگشه. آخرش کاشف به عمل اومد بچه موقع غذا خوردن چند دونه برنج داغ رفته توی شلوارش. حالا این وعده‌ی عذاب الیم علمای اعلام منو نابخود یاد اون قصه میندازه و در دلم میخونم میشوژه ... میشوژه